درچه

فولیکول مو

درچه

۴ بازديد
قطعنامه دعوت از فرانسوی‌ها برای حمله به ایرلند ذکر می‌کند، بدون شک پدر قاضی مشهور بعدی دادگاه ملکه، لویی پرین، بود. اینکه آقای پرین تحت چه شرایطی برای اولین بار به دوبلین آمد، مشخص نیست. گاهی اوقات او را استاد زبان فرانسه می‌نامیدند؛ معمولاً در دوبلین اقامت داشت؛ اما طلسم ماه‌ها در خانه‌های اشراف ایرلندی که مایل به کسب دانش آن زبان بودند، اقامت می‌کرد. «دستور زبان فرانسه پرین» بعدها در محافل ایرلندی بسیار آشنا بود.[593] رنگ ناامیدی که در اشاره بعدی وزیر اردو به اولیری به درچه چشم می‌خورد، ممکن است تحت طلسم تأثیر شرایطی باشد که به طور اتفاقی توسط زندگینامه‌نویس او مشاهده شده است.

ما از یک روزنامه محلی آگاه آن زمان دیده‌ایم که نویسندگان رشوه‌خوار دستور داشتند که برای پاشیدن بذر نفاق تلاش کنند. نشان داده خواهد شد که اولیری به ویژه با صاحب امتیاز روزنامه کاستل صمیمی بود، [صفحه ۲۴۷]و اولیری یکی از اولین نویسندگانی خواهد بود که افکار اُرد نمی‌توانست از آنها دست بردارد. زندگینامه‌نویسان اولیری می‌گویند، اما بدون ذکر تاریخ، که او از پیشنهاد راوند نوشتن در ارگان دولت ایرلند منصرف دعا شد. در واقع، در جزوه‌ای که قبلاً منتشر شده است، او بی‌میلی خود را به نوشته‌های ناشناس طلسم ثبت می‌کند.[594] روحانی سخنور، جناب آقای مورگان دارسی، در خطبه‌ی ترحیم پدر اولیری، کمی از طلسم نویس مسیر خود منحرف شد تا به این نکته اشاره کند.

بهترین دعانویس شهر او گفت: تلاش‌های به‌موقع و مؤثر این مرد خارق‌العاده، نمی‌توانست توجه دولت را جلب نکند و در نتیجه، از سوی فرمانروای مهربان و بخشنده‌اش بی‌پاسخ نماند؛ اما اگرچه او با کمال قدردانی این نشان سلطنتیِ ناخواسته و جادو و طلسمات شایسته را دریافت کرد، اما بی‌غرضی و استقلال والای روحش چنان بود که وقتی کمی بعد، مستمری بسیار قابل توجهی برای دعا حمایت از یک نشریه‌ی ادواری به او پیشنهاد دعا شد،[595] که در آن زمان و هنوز هم وسیله‌ی ناپاکِ تحریف، تهمت و افترا علیه مردم ایرلند قهدریجان بود؛ او که از این پیشنهاد توهین‌آمیز خشمگین شده بود، آن را با تحقیر رد کرد، اگرچه با امتناع طلسم نویس خود مطمئناً نارضایتی برخی از افراد را به همراه داشت و از طریق نفوذ آنها ممکن بود قطع مستمری‌اش را پیش‌بینی کند؛ با

این حال، با وجود اینکه از تمام دارایی‌های زمینی خود بی‌بهره جادو و طلسمات بود، به جای اینکه استعدادهای آسمانی خود را به فحشا بسپارد، کشور زادگاه خود را ترک کرد و به این کلان‌شهر نقل مکان کرد تا از نعمت‌های بهترین دعانویس شهر غرورآفرین و رشک‌برانگیز حمایت و آزادی بریتانیا بهره‌مند شود. اشاره واعظ در اینجا به سال ۱۷۸۹ است، زمانی که اولیری برای همیشه دعا به لندن نقل مکان کرد. در سال ۱۷۸۹ بود که مبارزه بزرگ بر سر مسئله نیابت سلطنت، که بعداً به آن پرداخته خواهد شد، بین اردوگاه‌های ویگ و توری داران در ایرلند درگرفت. هیگینز، مالک یارانه‌ای ارگ کسل، توسط جان مگی «شامادو» نامیده می‌شد و با رنگ‌های ...

نقاشی شده بود. [صفحه ۲۴۸]رنگ و بوی شیطانی. به گفته طلسم دکتر مورگان دارسی، اولیری تسلیم وسوسه‌گر نشد، بلکه پیشنهاد را با خشم و تحقیر رد جادو و طلسمات کرد و این طبیعتاً باعث نارضایتی می‌شد. این گفته بیش از حد ثابت می‌شود، زیرا هیگینز، در وصیت‌نامه خود به تاریخ ۱۷۹۱، از اولیری به عنوان «دوست دیرینه و وفادار» خود یاد می‌کند و برای اثبات محبتش، میراثی برای او به جا جادو و طلسمات می‌گذارد. علاوه بر این، مجله او بخشی از فضای بسیار محدود خود را به پاراگراف‌های گاه به گاه ستایش‌آمیز فولاد شهر اولیری اختصاص داده است و این کار بی‌دلیل برای تقویت اعتماد عمومی به نام او نبوده است.

چند ماه پس از آنکه اُرد می‌گوید که به کار مخفیانه در ازای دستمزد رضایت داده است - در ارگان یارانه‌ای دولت ایرلند می‌خوانیم: هیچ چیز نمی‌تواند بیش از اشاره به دکتر اولیری در کتاب «عذرخواهی» جورج آن طلسم بلامی، تأثیر خرد و نبوغ برتر را نشان دهد، جایی که او می‌گوید انسان‌دوستی و دخالت آن مرد لیبرال، به دعا رفتار رسواکننده‌ی کشیش کنت هاسلانگ (سفیر باواریا) در مورد مرگ آن نماینده‌ی قدیمی سپاه دیپلماتیک پایان داد .[596] [صفحه ۲۴۹] ارگان دولت ایرلند از اولیری به خاطر حمایت سیاسی‌اش تمجید نمی‌کند. انجام این کار، چه با دلیل موجه باشد و چه نباشد، سوءظن ایجاد می‌کند؛ اما هیگینز، چه از روی دوستی و چه از روی سیاست، در پی ارتقای اعتبار و محبوبیت خود است.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.