چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ | ۰۹:۲۰ ۶ بازديد
لذت بردن از فوتبال هستند - چه لباسهای عجیب و غریبی، جورابهای نارنجی، بهترین دعانویس شهر لباس رهبانی که با طلسم نویس بند چرمی بهترین دعانویس شهر بسته شده است - مانند یک «فره» - و قانون عجیبی که پوشیدن کلاه یا کلاه را ممنوع میکند، ظاهراً بدون آسیب. و بهترین دعانویس شهر ما هنوز «بیفایترز» یا یومن گارد را ترک کردهایم. در واقع، کمتر کسی میتواند تصور کند که چه تعداد خیابان، خانه، گوشه و کنار، کلیسا و «شگفتی» عمومی جالب وجود دارد که توسط کسانی که میدانند کجا باید آنها را جستجو کنند، یافت میشود. افرادی هستند که «مرد و پسر»، همانطور که گفته میشود، در لندن بزرگ شدهاند و تمام عمر خود را در آنجا فاروج زندگی کردهاند و طلسم فکر میکنند که این چیزی بیش از تکرار خیابانهای استرند و فلیت نیست و شهر
کاملاً شبیه خیابان لومبارد است. آنچه لندن در آن فراوان است، زیبا و شاعرانه است: واقعاً «قطعات» جذاب، ساختمانهای هنری جادو و طلسمات و یادگارهایی به اندازه هر شهر خارجی قابل توجه است. برخی طلسم نویس از آنها را هر روز از کنارشان رد میشویم، اما آشنایی، شایستگی آنها را پنهان میکند. برخی دیگر را نیز هر روز از کنارشان رد میشویم، اما آنها پشت دعا پردهها و دیوارها پنهان شدهاند یا در پشت دروازههای زنگزده قدیمی قفل شدهاند. من که اغلب به این گنجینههای نادیده گرفته شده فکر میکردم، تصمیم گرفتم خودم کاوش کنم و ببینم آیا میتوانم کاری فروتنانه برای معرفی این «لندن زیبا» یا زیبایی لندن انجام دهم تا بهتر دیده آشخانه شود.
به انگیزهی این انگیزهی دلسوزانه، سالهاست که به عنوان یک کاوشگر، «سفرهای منظم و دقیقی در لندن» انجام میدهم و از هر آنچه دیدهام، شگفتزده شدهام. شکی نیست جادو و طلسمات که بسیاری از طلسم دعا این موارد در کتابهای راهنمای رسمی شرح داده شدهاند، اما طلسم پس از ارزیابی و ثبت مد چنین آثاری. آنچه که انسان به دنبالش بوده، کسی بوده که با دلسوزی، شایستگیها و زیباییها را به آنها اشاره کند. من با اشتیاقی فزاینده، حرفهی جدیدم را دنبال کردم، اغلب توسط یک مشاور دعا دوستانه اسفراین به بررسی چیزهای عجیب و غریب هدایت میشدم و اغلب به طور تصادفی به آنها برمیخوردم.
با گذشت زمان، شگفتآور بود که با چه تعداد خانهی قدیمی، درگاههای قدیمی، بهترین دعانویس شهر کلیساهای قدیمی، گوشه و کنارهای قدیمی آشنا شدم، چه گنجینههای ناشناختهای کشف شدند و مهمتر از همه، چه منبع سرگرمی جدیدی برای یک گردش خیابانی ساده فراهم شد. اکنون به تقسیم لذتم دعا با خوانندهی محترم میپردازم و گشتوگذارهایمان را به شیوهای نسبتاً نامنظم، عمدتاً مانند کاوشگر، تقریباً بدون نظم و ترتیب انجام خواهیم داد و با این اشیاء که در محدودهی سفر یک روزه کنار هم قرار گرفتهاند، بردسکن سروکار خواهیم داشت.{1} لندنِ زیبا. فصل اول . طلسم کلیسای سنت مارگارت، وستمینستر. دبلیوزیارت خود را از آن صحنهی چشمگیر و باشکوه، «پناهگاه وسیع» قدیمی، وستمینستر، آغاز خواهیم طلسم کرد.
شاید کمتر کسی به ستونهای عجیب و غریب هرمی شکل که در فواصل زمانی به شکلگیری محوطه کمک میکنند، توجه کرده باشد! اخیراً حیاط کلیسا با چمن پوشانده شده و پرچمها برداشته شدهاند؛ اما میتوان در مورد اینکه آیا این یک پیشرفت واقعی است یا خیر، تردید داشت. به نظر میرسد حال و هوای فضا کاهش یافته است. چمنی از این نوع در حال تبدیل شدن خواف به یک محوطهی واقعاً محصور است، مانند سالزبری، جایی که کلیسای جامع در حومه شهر قرار دارد؛ اما اینجا وزیر در قلب شهر - در خیابانها - قرار دارد و به نظر میرسد چمن حال و هوای مصنوعی دارد.
شصت سال پیش، این محوطه تعدادی درخت کهنسال زیبا را به نمایش میگذاشت که میتوانستند به طرز تحسینبرانگیزی نگهداری شوند و زینتی زیبا باشند. اما هنگامی که تاجگذاری جورج چهارم نزدیک بود، رئیس و اعضای چاپلوس کلیسا تصمیم گرفتند داربستها و سالنهای نمایش بزرگی را برای تماشای مراسم برپا طلسم نویس کنند؛ و درختان قطع شدند. همانطور که آقای کروکر گفت، آنها آنقدر نسنجیده یا آنقدر حریص بودند که این قدم را بهترین دعانویس شهر برداشتند و «ضرر این زینت برای عموم زیاد بود، در حالی که سود آن برای فرقه شاید به 10 پوند هم نمیرسید.» یک مقبره محرابی منفرد، که با دقت دور آن نرده کشیده شده است، در دعا این محوطه بزرگ قابل مشاهده است و میتوانیم در مورد دلایل این تسامح، که بقیه همه از بین رفتهاند، گمانهزنی کنیم.
کتیبه تقریباً ناخوانا است؛ اما یادبود آقای دیویس ثروتمند است. او مالک تمام املاکی بود که اکنون میدان گروسونور و خیابانهای مجاور آن قرار دارد. این ملک
کاملاً شبیه خیابان لومبارد است. آنچه لندن در آن فراوان است، زیبا و شاعرانه است: واقعاً «قطعات» جذاب، ساختمانهای هنری جادو و طلسمات و یادگارهایی به اندازه هر شهر خارجی قابل توجه است. برخی طلسم نویس از آنها را هر روز از کنارشان رد میشویم، اما آشنایی، شایستگی آنها را پنهان میکند. برخی دیگر را نیز هر روز از کنارشان رد میشویم، اما آنها پشت دعا پردهها و دیوارها پنهان شدهاند یا در پشت دروازههای زنگزده قدیمی قفل شدهاند. من که اغلب به این گنجینههای نادیده گرفته شده فکر میکردم، تصمیم گرفتم خودم کاوش کنم و ببینم آیا میتوانم کاری فروتنانه برای معرفی این «لندن زیبا» یا زیبایی لندن انجام دهم تا بهتر دیده آشخانه شود.
به انگیزهی این انگیزهی دلسوزانه، سالهاست که به عنوان یک کاوشگر، «سفرهای منظم و دقیقی در لندن» انجام میدهم و از هر آنچه دیدهام، شگفتزده شدهام. شکی نیست جادو و طلسمات که بسیاری از طلسم دعا این موارد در کتابهای راهنمای رسمی شرح داده شدهاند، اما طلسم پس از ارزیابی و ثبت مد چنین آثاری. آنچه که انسان به دنبالش بوده، کسی بوده که با دلسوزی، شایستگیها و زیباییها را به آنها اشاره کند. من با اشتیاقی فزاینده، حرفهی جدیدم را دنبال کردم، اغلب توسط یک مشاور دعا دوستانه اسفراین به بررسی چیزهای عجیب و غریب هدایت میشدم و اغلب به طور تصادفی به آنها برمیخوردم.
با گذشت زمان، شگفتآور بود که با چه تعداد خانهی قدیمی، درگاههای قدیمی، بهترین دعانویس شهر کلیساهای قدیمی، گوشه و کنارهای قدیمی آشنا شدم، چه گنجینههای ناشناختهای کشف شدند و مهمتر از همه، چه منبع سرگرمی جدیدی برای یک گردش خیابانی ساده فراهم شد. اکنون به تقسیم لذتم دعا با خوانندهی محترم میپردازم و گشتوگذارهایمان را به شیوهای نسبتاً نامنظم، عمدتاً مانند کاوشگر، تقریباً بدون نظم و ترتیب انجام خواهیم داد و با این اشیاء که در محدودهی سفر یک روزه کنار هم قرار گرفتهاند، بردسکن سروکار خواهیم داشت.{1} لندنِ زیبا. فصل اول . طلسم کلیسای سنت مارگارت، وستمینستر. دبلیوزیارت خود را از آن صحنهی چشمگیر و باشکوه، «پناهگاه وسیع» قدیمی، وستمینستر، آغاز خواهیم طلسم کرد.
شاید کمتر کسی به ستونهای عجیب و غریب هرمی شکل که در فواصل زمانی به شکلگیری محوطه کمک میکنند، توجه کرده باشد! اخیراً حیاط کلیسا با چمن پوشانده شده و پرچمها برداشته شدهاند؛ اما میتوان در مورد اینکه آیا این یک پیشرفت واقعی است یا خیر، تردید داشت. به نظر میرسد حال و هوای فضا کاهش یافته است. چمنی از این نوع در حال تبدیل شدن خواف به یک محوطهی واقعاً محصور است، مانند سالزبری، جایی که کلیسای جامع در حومه شهر قرار دارد؛ اما اینجا وزیر در قلب شهر - در خیابانها - قرار دارد و به نظر میرسد چمن حال و هوای مصنوعی دارد.
شصت سال پیش، این محوطه تعدادی درخت کهنسال زیبا را به نمایش میگذاشت که میتوانستند به طرز تحسینبرانگیزی نگهداری شوند و زینتی زیبا باشند. اما هنگامی که تاجگذاری جورج چهارم نزدیک بود، رئیس و اعضای چاپلوس کلیسا تصمیم گرفتند داربستها و سالنهای نمایش بزرگی را برای تماشای مراسم برپا طلسم نویس کنند؛ و درختان قطع شدند. همانطور که آقای کروکر گفت، آنها آنقدر نسنجیده یا آنقدر حریص بودند که این قدم را بهترین دعانویس شهر برداشتند و «ضرر این زینت برای عموم زیاد بود، در حالی که سود آن برای فرقه شاید به 10 پوند هم نمیرسید.» یک مقبره محرابی منفرد، که با دقت دور آن نرده کشیده شده است، در دعا این محوطه بزرگ قابل مشاهده است و میتوانیم در مورد دلایل این تسامح، که بقیه همه از بین رفتهاند، گمانهزنی کنیم.
کتیبه تقریباً ناخوانا است؛ اما یادبود آقای دیویس ثروتمند است. او مالک تمام املاکی بود که اکنون میدان گروسونور و خیابانهای مجاور آن قرار دارد. این ملک
گراش