سه شنبه ۲۸ بهمن ۰۴ | ۱۹:۰۸ ۵ بازديد
است، به طور ویژه ارزشمند میشود. البته، در هر نسل متوالی، برای عوام نادان کاری جز تعظیم مطیعانه در برابر حکم نماینده علم، آنگونه که در آن زمان وجود داشت، وجود نداشت. مردم همیشه بهترین دعانویس شهر میتوانند به آنچه گذشته و رفته است بخندند؛ اما گمان بردن به اینکه ممکن است انسانهای زنده اشتباه کنند، یا اینکه سیستمهای جدید پزشکی، فلسفه یا الهیات، مانند سیستمهای قدیمی، طلسم نویس محکوم به "روزی خود و پایان" باشند، جسارتی است که هیچ کس نباید به آن دامن بزند. بنابراین، ما جرات نداریم بگوییم طلسم که برای نوههایمان، نیمی از داروهای شفابخش مدرن ما (که مد شده و یک فصل تازه از راه میرسند سوسنگرد و معمولاً چند سال بعد بیاعتبار میشوند) ممکن است به سختی کمی مضحکتر از راز وزغها یا جوهر
مومیایی به نظر برسند. به هر حال، وادار کردن یک بیمار به نوشیدن خون یک مرده، چندان بدتر از دزدیدن خون او از خودش نبود، به سبک سانگرادو که (به یاد همه ما) جهان فقدان کاوور را مدیون آن است. اگر پزشک به یک خانم فقیر فلورانسی که اخیراً فوت کرده بود، توصیه میکرد که به جای نوزده بار خونریزی از ناحیه بازو در دو هفته پس از بستری شدن و امیدیه (همانطور که به راحتی میتوان فهمید) قبل از مرگ نابهنگامش، کرم خاکی ترشی در سرکه یا مارمولکهای سبز زنده جوشیده در روغن، همانطور که دکتر سالمون توصیه طلسم کرده بود، بخورد، رحمت طلسم الهی نصیبش میشد.
[صفحه ۱۷۶] با این حال، طب قربانی، در اشکال سادهتر و بهترین دعانویس شهر قابل تشخیصتر خود، بدون شک رو به زوال است، اگرچه هنوز میتوان بخش زیادی از روح آن را در رفتار ما با بیماران ردیابی کرد. احتمالاً تا دعا حدودی کاهش ارتدکس بودن را مدیون هومیوپاتی (مانند بسیاری از انواع دیگر بدعت) هستیم؛ و کودکان، با دیدن مجسمههای هانمن رامهرمز در ویترین مغازهها، میتوانند به درستی یاد بگیرند که آن نجاتدهنده بزرگ را که آن لیوانهای بزرگ و نفرتانگیز بدبختی - طلسم نویس فوارههای سیاه اشکهای کودکانه - لیوانهای هقهق و آه و نفس نفس زدن و تقلاهای غیرقابل توصیف را از مهدکودک بیرون راند، تقدیس کنند، لیوانهایی که مادام رولند اولین الهام آن روحیه شهادتطلبی را از یکی از آنها گرفت که او را به سمت جادو و طلسمات گیوتین سوق داد،
زمانی که شش بار متوالی شلاق خورد، قبل از اینکه محتویات نفرتانگیز را ببلعد. پاورقیها: [26]از آنجایی که ذهن مدرن ممکن است در مورد نحوهی ورود برخی از جادو و طلسمات این مواد به اقتصاد داخلی ما کمی گیج شده باشد، گزیدهی زیر از فرهنگ خانوادگی دکتر سالمون (۱۶۹۶) میتواند موضوع را روشن کند: « مرجان ، برای آمادهسازی، مقداری بهبهان را که مناسب میدانید بردارید. آن دعا را با ساییدن طلسم نویس روی جادو و طلسمات سنگ آذرین یا هاون آهنی به پودر نرمی تبدیل کنید. کمی گلاب را به تدریج روی آن بریزید و برای استفاده به شکل گلوله درآورید. پس از این روش، چشم خرچنگ، مروارید، صدف و سنگهای قیمتی برای ساختن کوردیالهای ترکیبی از آنها و سایر مواد مناسب برای تقویت قلب در تب یا بیماریهای شدید و ترمیم پوسیدگیهای طبیعی آماده
میشوند.» آبنوس با تراشیدن آن به صورت براده و تهیهی جوشانده بلعیده میشود. شایستگی زنان برای خدمت دین. از جمله ناهنجاریهای وضعیت اجتماعی ما میتوان به این واقعیت اشاره کرد جاجرم که اگرچه عموماً پذیرفته شده است که زنان از مردان مذهبیتر دعا هستند، اما در عصر و کشور ما، وزارت دین (با استثنائات بسیار اندک) منحصراً به بهترین دعانویس شهر مردان اختصاص دارد. در طلسم نویس حالی که از هر ده نفر، نه نفر آگاه هستند که اولین احساسات تقوایی آنها از مادرشان سرچشمه گرفته است و تنها یک خواهر یا همسر باعث شده است که ایمان آشفته سالهای پایانی آنها از شوکهای دنیوی و شک و تردید جان سالم به در ببرد، هنوز هیچ کانال شناختهشدهای وجود ندارد که از طریق آن این آبهای حیات، که در چشمه قلب زنان
ذخیره شدهاند، بتوانند فراتر از باریکترین مرزها جریان یابند. در حالی که، برعکس، میتوان حدس زد که برای تعداد بسیار زیادی از روحانیون، خیرخواه، دانشمند و وظیفهشناس، احساس خشکی روح در تمام آنچه که به بخش معنویتر شغل آنها مربوط میشود، یک سرزنش دائمی است. ساکنان سیکو هر روز مینویسند[صفحه ۱۸۰]پاییز در روزنامهها شکایت میکند که نمیتواند از موعظه هفتگی خود در هیچ کلیسایی در محلهاش تجدید قوا کند.
مومیایی به نظر برسند. به هر حال، وادار کردن یک بیمار به نوشیدن خون یک مرده، چندان بدتر از دزدیدن خون او از خودش نبود، به سبک سانگرادو که (به یاد همه ما) جهان فقدان کاوور را مدیون آن است. اگر پزشک به یک خانم فقیر فلورانسی که اخیراً فوت کرده بود، توصیه میکرد که به جای نوزده بار خونریزی از ناحیه بازو در دو هفته پس از بستری شدن و امیدیه (همانطور که به راحتی میتوان فهمید) قبل از مرگ نابهنگامش، کرم خاکی ترشی در سرکه یا مارمولکهای سبز زنده جوشیده در روغن، همانطور که دکتر سالمون توصیه طلسم کرده بود، بخورد، رحمت طلسم الهی نصیبش میشد.
[صفحه ۱۷۶] با این حال، طب قربانی، در اشکال سادهتر و بهترین دعانویس شهر قابل تشخیصتر خود، بدون شک رو به زوال است، اگرچه هنوز میتوان بخش زیادی از روح آن را در رفتار ما با بیماران ردیابی کرد. احتمالاً تا دعا حدودی کاهش ارتدکس بودن را مدیون هومیوپاتی (مانند بسیاری از انواع دیگر بدعت) هستیم؛ و کودکان، با دیدن مجسمههای هانمن رامهرمز در ویترین مغازهها، میتوانند به درستی یاد بگیرند که آن نجاتدهنده بزرگ را که آن لیوانهای بزرگ و نفرتانگیز بدبختی - طلسم نویس فوارههای سیاه اشکهای کودکانه - لیوانهای هقهق و آه و نفس نفس زدن و تقلاهای غیرقابل توصیف را از مهدکودک بیرون راند، تقدیس کنند، لیوانهایی که مادام رولند اولین الهام آن روحیه شهادتطلبی را از یکی از آنها گرفت که او را به سمت جادو و طلسمات گیوتین سوق داد،
زمانی که شش بار متوالی شلاق خورد، قبل از اینکه محتویات نفرتانگیز را ببلعد. پاورقیها: [26]از آنجایی که ذهن مدرن ممکن است در مورد نحوهی ورود برخی از جادو و طلسمات این مواد به اقتصاد داخلی ما کمی گیج شده باشد، گزیدهی زیر از فرهنگ خانوادگی دکتر سالمون (۱۶۹۶) میتواند موضوع را روشن کند: « مرجان ، برای آمادهسازی، مقداری بهبهان را که مناسب میدانید بردارید. آن دعا را با ساییدن طلسم نویس روی جادو و طلسمات سنگ آذرین یا هاون آهنی به پودر نرمی تبدیل کنید. کمی گلاب را به تدریج روی آن بریزید و برای استفاده به شکل گلوله درآورید. پس از این روش، چشم خرچنگ، مروارید، صدف و سنگهای قیمتی برای ساختن کوردیالهای ترکیبی از آنها و سایر مواد مناسب برای تقویت قلب در تب یا بیماریهای شدید و ترمیم پوسیدگیهای طبیعی آماده
میشوند.» آبنوس با تراشیدن آن به صورت براده و تهیهی جوشانده بلعیده میشود. شایستگی زنان برای خدمت دین. از جمله ناهنجاریهای وضعیت اجتماعی ما میتوان به این واقعیت اشاره کرد جاجرم که اگرچه عموماً پذیرفته شده است که زنان از مردان مذهبیتر دعا هستند، اما در عصر و کشور ما، وزارت دین (با استثنائات بسیار اندک) منحصراً به بهترین دعانویس شهر مردان اختصاص دارد. در طلسم نویس حالی که از هر ده نفر، نه نفر آگاه هستند که اولین احساسات تقوایی آنها از مادرشان سرچشمه گرفته است و تنها یک خواهر یا همسر باعث شده است که ایمان آشفته سالهای پایانی آنها از شوکهای دنیوی و شک و تردید جان سالم به در ببرد، هنوز هیچ کانال شناختهشدهای وجود ندارد که از طریق آن این آبهای حیات، که در چشمه قلب زنان
ذخیره شدهاند، بتوانند فراتر از باریکترین مرزها جریان یابند. در حالی که، برعکس، میتوان حدس زد که برای تعداد بسیار زیادی از روحانیون، خیرخواه، دانشمند و وظیفهشناس، احساس خشکی روح در تمام آنچه که به بخش معنویتر شغل آنها مربوط میشود، یک سرزنش دائمی است. ساکنان سیکو هر روز مینویسند[صفحه ۱۸۰]پاییز در روزنامهها شکایت میکند که نمیتواند از موعظه هفتگی خود در هیچ کلیسایی در محلهاش تجدید قوا کند.
گراش