سه شنبه ۲۸ بهمن ۰۴ | ۱۳:۲۵ ۵ بازديد
از دیوانه بودن ما خبر داشت - تا الان تمام اردوگاه این را میدانند. اوضاع آنقدر بالا گرفته که اگر فقط کلمه هایک را به زبان بیاورید، همه شروع به خندیدن میکنند. به هر حال، هیچکس هرگز از دست برنت عصبانی نمیشود، حتی اعضای هیئت امنا. و آنها فقط رو در رو از دست هاروی عصبانی میشوند - پشت سرش مجبورند به او بخندند، دعا سرپرستان پیشاهنگی و همه. ما باید نگران ترس از اعضای هیئت امنا باشیم - آنها به هر حال به بدی مدیران نیستند. و معلمان ریاضی. خب، بعدش ما... شب بخیر ، صدای رامشیر ناقوس شام بلند شد، باید برم پایین شام بخورم.
اول باید دستامو بشورم... تا دیر نشده، بعداً میبینمت. به هر حال، این داستان تموم شد... خدا رو شکر، شرط میبندم همینو میگی. به هر حال، باید نگران باشم جادو و طلسمات چون داستان طلسم بعدی از این بدتره... خواهی دید. همه چیز در مورد اون پیادهروی دیوانهوار به وست شور پوینت، چیزی که ما بهش میگفتیم، هست. پس اگه فکر کردی این آخرین داستان پیادهرویه، اشتباه کردی. پسر، نمیتونی جادو و طلسمات ما رو از دست بدی! جان بردفورد در حالی که هیزمها روشن میشدند، به همرزم شهیدش گفت: «دلتنگ باش برادر! باغ ملک امشب شام طلسم نویس دلچسبی با خداوند در بهشت خواهیم داشت!» لشکری از معترفان مدرن که در صندلیهای کتابخانه جادو و طلسمات نشسته بودند، فریاد زدند: «دلتنگ باشید، همه! بهشتی و پروردگاری وجود ندارد، و وقتی بمیریم، کار همه ما در دنیای مردگان تمام
خواهد شد ؛ اما نسلهایی که پس از ما میآیند، با کتابهای زیبا و سرمشقهای آموزنده ما بسیار تربیت خواهند شد.» شاید بهترین نمونه برای نشان دادن سرزندگی اخلاقی عصر ما، تردیدهایی باشد که ظاهراً ضربات مهلکی به سر و قلب فضیلت انسانی وارد میکنند، اما آن را زنده و پویا نگه میدارند و حتی با آرزوهایی برای رسیدن به تعالی والاتری از آنچه بهترین دعانویس شهر شیبان قدیسان و قهرمانان تاکنون طلسم نویس به آن دست یافتهاند، به تپش طلسم میاندازند. نگاهی به «کافرانی» دعا که ماسیلون و جرمی تیلور با آنها سر و کار داشتند و مقایسه آنها با لاادریگرایان زمان ما.[صفحه ۱۲]زمان، در واقع دلگرمکنندهتر از مقایسهی «مؤمنان» قرون گذشته با عصر حاضر است.
در حالی که ملحد جادو و طلسمات قدیمی رذیلت خود طلسم نویس را پشت حصاری از کفر پنهان میکرد که هیچ فرجامی به او نمیرسید، اگنوستیک جدید صادقانه ادعا میکند که عقاید او بهترین پایههای فضیلت هستند. هیچ کس نمیتواند برای لحظهای در مورد او بگوید که تاریکی را به جای نور انتخاب میکند زیرا اعمالش شر است. اگر (همانطور که ما فکر میکنیم) تاریکی باشد که او انتخاب کرده است، شکی نیست که اعمال او خوب است و برداشتهای او از وظیفه واقعاً والا و گسترده است و با هر استدلالی که خود را در شادگان استفاده از آن آزاد گذاشته است، تقویت میشود.
او با انکار ایمان به خدا و زندگی طلسم پس از مرگ - یعنی به بهترین دعانویس شهر خوبی بینهایت و خوبی جاودانه - ایمان راسخ خود را به خوبی که در زندگی بشر توسعه یافته است - جادو و طلسمات یعنی به خوبی محدود در درجه و مدت - حفظ میکند. اگر قرار باشد گفتهی خود او را در این مورد بپذیریم، اگنوستیک کاملاً جبههی نبرد الهیاتی را تغییر داده است. اکنون این بتپرستان طلسم هستند که لاباروم مقدس وظیفه و فداکاری را به چنگ آورده و آن را حفظ کردهاند، و به همین دلیل، پیروزی برایشان مقدر شده است. هندیجان این ادعا یکی از جدیترین ادعاهایی است که میتواند بین انسان و انسان مطرح شود.
مبارزه با آن آسان نبود - افسوس! اغلب فراتر از توان ما بود -[صفحه ۱۳]شک و تردیدهای ما یا دیگران، در حالی که ما با آنها جنگیدیم، همانطور که ملوانی با دشمنانی که در شبی طوفانی طناب لنگر خود را قطع میکنند، میجنگد. ما از هوش عجیب و غریبی که وقتی این شک و تردیدها کار خود را کردند و ما را کاملاً از وفاداری به خدا و امید به طلسم زندگی دیگر دور کردند، بهترین دعانویس شهر شگفتزده و خلع سلاح طلسم نویس شدهایم، آنگاه ، وقتی همه چیز از بهترین دعانویس شهر دست رفته به نظر میرسد، ناگهان متوجه خواهیم شد که به جزایر خوشبخت فضیلت و صلح دست یافتهایم.
به ما اطمینان داده شده است که تنها شکاک تمامعیار میتواند قدیس کامل باشد. هیچکس نمیتواند بیطرفانه به برادرش روی زمین خدمت کند تا زمانی که کاملاً متقاعد شود که پدری در آسمان ندارد. میوه درخت دانش (البته همیشه فرض بر این است که درخت دانش واقعی است.
اول باید دستامو بشورم... تا دیر نشده، بعداً میبینمت. به هر حال، این داستان تموم شد... خدا رو شکر، شرط میبندم همینو میگی. به هر حال، باید نگران باشم جادو و طلسمات چون داستان طلسم بعدی از این بدتره... خواهی دید. همه چیز در مورد اون پیادهروی دیوانهوار به وست شور پوینت، چیزی که ما بهش میگفتیم، هست. پس اگه فکر کردی این آخرین داستان پیادهرویه، اشتباه کردی. پسر، نمیتونی جادو و طلسمات ما رو از دست بدی! جان بردفورد در حالی که هیزمها روشن میشدند، به همرزم شهیدش گفت: «دلتنگ باش برادر! باغ ملک امشب شام طلسم نویس دلچسبی با خداوند در بهشت خواهیم داشت!» لشکری از معترفان مدرن که در صندلیهای کتابخانه جادو و طلسمات نشسته بودند، فریاد زدند: «دلتنگ باشید، همه! بهشتی و پروردگاری وجود ندارد، و وقتی بمیریم، کار همه ما در دنیای مردگان تمام
خواهد شد ؛ اما نسلهایی که پس از ما میآیند، با کتابهای زیبا و سرمشقهای آموزنده ما بسیار تربیت خواهند شد.» شاید بهترین نمونه برای نشان دادن سرزندگی اخلاقی عصر ما، تردیدهایی باشد که ظاهراً ضربات مهلکی به سر و قلب فضیلت انسانی وارد میکنند، اما آن را زنده و پویا نگه میدارند و حتی با آرزوهایی برای رسیدن به تعالی والاتری از آنچه بهترین دعانویس شهر شیبان قدیسان و قهرمانان تاکنون طلسم نویس به آن دست یافتهاند، به تپش طلسم میاندازند. نگاهی به «کافرانی» دعا که ماسیلون و جرمی تیلور با آنها سر و کار داشتند و مقایسه آنها با لاادریگرایان زمان ما.[صفحه ۱۲]زمان، در واقع دلگرمکنندهتر از مقایسهی «مؤمنان» قرون گذشته با عصر حاضر است.
در حالی که ملحد جادو و طلسمات قدیمی رذیلت خود طلسم نویس را پشت حصاری از کفر پنهان میکرد که هیچ فرجامی به او نمیرسید، اگنوستیک جدید صادقانه ادعا میکند که عقاید او بهترین پایههای فضیلت هستند. هیچ کس نمیتواند برای لحظهای در مورد او بگوید که تاریکی را به جای نور انتخاب میکند زیرا اعمالش شر است. اگر (همانطور که ما فکر میکنیم) تاریکی باشد که او انتخاب کرده است، شکی نیست که اعمال او خوب است و برداشتهای او از وظیفه واقعاً والا و گسترده است و با هر استدلالی که خود را در شادگان استفاده از آن آزاد گذاشته است، تقویت میشود.
او با انکار ایمان به خدا و زندگی طلسم پس از مرگ - یعنی به بهترین دعانویس شهر خوبی بینهایت و خوبی جاودانه - ایمان راسخ خود را به خوبی که در زندگی بشر توسعه یافته است - جادو و طلسمات یعنی به خوبی محدود در درجه و مدت - حفظ میکند. اگر قرار باشد گفتهی خود او را در این مورد بپذیریم، اگنوستیک کاملاً جبههی نبرد الهیاتی را تغییر داده است. اکنون این بتپرستان طلسم هستند که لاباروم مقدس وظیفه و فداکاری را به چنگ آورده و آن را حفظ کردهاند، و به همین دلیل، پیروزی برایشان مقدر شده است. هندیجان این ادعا یکی از جدیترین ادعاهایی است که میتواند بین انسان و انسان مطرح شود.
مبارزه با آن آسان نبود - افسوس! اغلب فراتر از توان ما بود -[صفحه ۱۳]شک و تردیدهای ما یا دیگران، در حالی که ما با آنها جنگیدیم، همانطور که ملوانی با دشمنانی که در شبی طوفانی طناب لنگر خود را قطع میکنند، میجنگد. ما از هوش عجیب و غریبی که وقتی این شک و تردیدها کار خود را کردند و ما را کاملاً از وفاداری به خدا و امید به طلسم زندگی دیگر دور کردند، بهترین دعانویس شهر شگفتزده و خلع سلاح طلسم نویس شدهایم، آنگاه ، وقتی همه چیز از بهترین دعانویس شهر دست رفته به نظر میرسد، ناگهان متوجه خواهیم شد که به جزایر خوشبخت فضیلت و صلح دست یافتهایم.
به ما اطمینان داده شده است که تنها شکاک تمامعیار میتواند قدیس کامل باشد. هیچکس نمیتواند بیطرفانه به برادرش روی زمین خدمت کند تا زمانی که کاملاً متقاعد شود که پدری در آسمان ندارد. میوه درخت دانش (البته همیشه فرض بر این است که درخت دانش واقعی است.
گراش