از همراهانمان جدا کرد، بنابراین مسیر ما به سمت اولین جفر قرار ملاقات، در پورت دیزایر، تغییر یافت. وقتی از دماغه بلانکو دور میشدیم، سرزمین مرتفع اسپینوزا، در جادو سیاه داخل کشور، از فاصله شصت مایلی به وضوح قابل تشخیص بود و احتمالاً بیست مایل دورتر هم دیده میشد؛ بنابراین ارتفاع آن باید حداقل چهار هزار دعا فوت باشد. این رشته کوه شکلی نامنظم دارد و چندین قله علوم غریبه نوک تیز دارد، آنقدر با ویژگیهای کلی این ساحل که ارتفاعات آن یا مسطح هستند یا خطوط موجدار، متفاوت است که گمان میکنم صخرههای آن دارای مشرکان ویژگیهایی متفاوت از تپههای پورفیری
رایج در این حوالی باشد. موکل جن {۱۹۲} با لنگر انداختن در بندر دیزایر (چهاردهم)، متوجه شدیم که کشتی بیگل رسیده است، اما به آدلاید نرسیده است. بعد از مذهب ظهر روز بعد، برای بررسی صخره برج، یک شیء بسیار چشمگیر، در ضلع جنوبی این شماره ملا بندر، که شبیه یک درخت مرده عظیم با شاخههای بریده رمال شده بود، فرود آمدم. در مسیر رسیدن بانه به آن، از دشتی مواج، متشکل از خاک شیطان سبک شنی، که بر روی صخرهای قرار داشت و در کوهبنان بسیاری از قسمتها بیرون زده کافران بود، عبور کردیم. خاک آنقدر ضعیف فرشتگان دعانویس بود که
فقط چند دسته علف و در بعضی جاها بوتههای پراکندهای از بربریس یا پیکولی، یک دعا درختچه چوبی کوتاه، که توسط سیلگیرانی که مرتباً به ساحل میآیند، به عنوان هیزم مورد احترام است، روی آن رشد میکرد. سر جان ناربورو، در توصیف این مکان میگوید: «خاک آن شنی و ماسهای است و دستههایی از علفهای خشک و پژمرده روی آن رشد میکنند.» دوباره: «از بالای تپهها میتوانستم راه بزرگی را به درون سرزمینی ببینم که همهاش تپهها و سرازیریها بود، مثل کورنوال، و پیمودن آن سید و حاجی برای کسانی که به آن عادت نداشتند، دشوار بود.» سنگ برج آشکارا بقایای چیزی
است که احتمالاً زمانی توده سنگی قابل توجهی بوده فرشته است، که یا تا حدی دعا توسط نوعی لرزش تخریب شده است، یا مریوان به احتمال بیشتر، به تدریج تحت تأثیر آب و هوا فرسوده شده است. مانند تمام بقایای اطراف، این سنگ از یک سنگ رسی پورفیری قرمز ریزدانه است که بسیار تجزیه شده، اما بسیار سخت و شکستن آن دشوار است. [114] این بنا طلسم نویس جوزم بر فراز تپه یا تودهای از سنگهای شکسته، در فرشتگان اندازههای مختلف، ایستاده است، برخی از آنها بلوکهای بسیار بزرگی هستند، از ده تا بیست یا سی تن وزن دارند. حدود چهل
فوت ارتفاع و دوازده فوت قطر دارد و قسمت بالایی آن، گویی، حدود یک سوم از وسط شکاف دارد، که به آن شباهتی به شاخه چنگالدار یک درخت عظیم میدهد. پوشیده از خزه و گلسنگ دعا است و به دلیل شکل خاص و موقعیت برجستهاش، شیء بسیار قابل توجهی را نشان میدهد. نزدیک آن، آثاری از سفر یک هندی را مشاهده کردیم علوم غریبه که در میان آنها جمجمه یک اسب بود. با توجه به عقیم بودن خاک و نبود آب شیرین، احتمالاً آنها به ندرت به آنجا رفت و آمد میکنند. پورت دعاگر دیزایر به عنوان قدیس مقدس مکانی که
...{193}گفته میشود شوتن، دریانورد هلندی، اسکلتهایی به طول یازده یا دوازده فوت پیدا کرده است! کاپیتان فیتز روی به من اطلاع داد که از وقتی از هم نسخ خطی جدا شده بودیم، آدلاید را ندیده است. بیگل یک قایق دیگر را در طوفان از دست داده بود؛ یازدهمین همزاد قایقی که از زمان ترک انگلستان در این سفر از دست داده بودیم . از آنجایی که آدلاید دعانویس ظاهر نشد، تصمیم گرفتم در ماجراجویی به خلیج سی بر، چند مایلی جنوب پورت دیزایر، منتظر رسیدن او به همراه بیگل بمانم. در حالی که در خلیج ایستاده بودیم، با تعقیب و گریزی
جفت روحی با توصیف جدیدی سرگرم نماز خواندن شدیم: یک گواناکو به دنبال روباهی مشاهده شد که به سختی میتوانست تعقیبکننده خود را از فاصله دور نگه دعانویس دارد. از آنجایی که گواناکو گوشتخوار نیست، ممکن است برای بازیگوشی بوده باشد: با این حال، رینارد با سرعت و اشتیاقش برای فرار، به نظر نمیرسید که آن را یک سرگرمی طلسم طلسم بداند. اینکه تعقیب و گریز چگونه به پایان رسید، ما طلسم ندیدیم، زیرا آنها در دعانویس درهای ناپدید توسل شدند. در حالی که کشتی در حال پهلوگیری بود، برای بررسی چند چاه در نزدیکی شیاطین نقطه بیرونی، که گفته میشود چندین
تُن آب خوب از آنها تأمین میشود، به خشکی جادو سیاه رسیدم. آنها اعمال صالح را گودالهای عمیقی در سنگ سخت، در ابطال کردن جادو میان امواج حرز شدید یافتم و به اندازهای بزرگ بودند که دویست گالن آب را در خود جای میدادند؛ اما فقط در یکی
رایج در این حوالی باشد. موکل جن {۱۹۲} با لنگر انداختن در بندر دیزایر (چهاردهم)، متوجه شدیم که کشتی بیگل رسیده است، اما به آدلاید نرسیده است. بعد از مذهب ظهر روز بعد، برای بررسی صخره برج، یک شیء بسیار چشمگیر، در ضلع جنوبی این شماره ملا بندر، که شبیه یک درخت مرده عظیم با شاخههای بریده رمال شده بود، فرود آمدم. در مسیر رسیدن بانه به آن، از دشتی مواج، متشکل از خاک شیطان سبک شنی، که بر روی صخرهای قرار داشت و در کوهبنان بسیاری از قسمتها بیرون زده کافران بود، عبور کردیم. خاک آنقدر ضعیف فرشتگان دعانویس بود که
فقط چند دسته علف و در بعضی جاها بوتههای پراکندهای از بربریس یا پیکولی، یک دعا درختچه چوبی کوتاه، که توسط سیلگیرانی که مرتباً به ساحل میآیند، به عنوان هیزم مورد احترام است، روی آن رشد میکرد. سر جان ناربورو، در توصیف این مکان میگوید: «خاک آن شنی و ماسهای است و دستههایی از علفهای خشک و پژمرده روی آن رشد میکنند.» دوباره: «از بالای تپهها میتوانستم راه بزرگی را به درون سرزمینی ببینم که همهاش تپهها و سرازیریها بود، مثل کورنوال، و پیمودن آن سید و حاجی برای کسانی که به آن عادت نداشتند، دشوار بود.» سنگ برج آشکارا بقایای چیزی
است که احتمالاً زمانی توده سنگی قابل توجهی بوده فرشته است، که یا تا حدی دعا توسط نوعی لرزش تخریب شده است، یا مریوان به احتمال بیشتر، به تدریج تحت تأثیر آب و هوا فرسوده شده است. مانند تمام بقایای اطراف، این سنگ از یک سنگ رسی پورفیری قرمز ریزدانه است که بسیار تجزیه شده، اما بسیار سخت و شکستن آن دشوار است. [114] این بنا طلسم نویس جوزم بر فراز تپه یا تودهای از سنگهای شکسته، در فرشتگان اندازههای مختلف، ایستاده است، برخی از آنها بلوکهای بسیار بزرگی هستند، از ده تا بیست یا سی تن وزن دارند. حدود چهل
فوت ارتفاع و دوازده فوت قطر دارد و قسمت بالایی آن، گویی، حدود یک سوم از وسط شکاف دارد، که به آن شباهتی به شاخه چنگالدار یک درخت عظیم میدهد. پوشیده از خزه و گلسنگ دعا است و به دلیل شکل خاص و موقعیت برجستهاش، شیء بسیار قابل توجهی را نشان میدهد. نزدیک آن، آثاری از سفر یک هندی را مشاهده کردیم علوم غریبه که در میان آنها جمجمه یک اسب بود. با توجه به عقیم بودن خاک و نبود آب شیرین، احتمالاً آنها به ندرت به آنجا رفت و آمد میکنند. پورت دعاگر دیزایر به عنوان قدیس مقدس مکانی که
...{193}گفته میشود شوتن، دریانورد هلندی، اسکلتهایی به طول یازده یا دوازده فوت پیدا کرده است! کاپیتان فیتز روی به من اطلاع داد که از وقتی از هم نسخ خطی جدا شده بودیم، آدلاید را ندیده است. بیگل یک قایق دیگر را در طوفان از دست داده بود؛ یازدهمین همزاد قایقی که از زمان ترک انگلستان در این سفر از دست داده بودیم . از آنجایی که آدلاید دعانویس ظاهر نشد، تصمیم گرفتم در ماجراجویی به خلیج سی بر، چند مایلی جنوب پورت دیزایر، منتظر رسیدن او به همراه بیگل بمانم. در حالی که در خلیج ایستاده بودیم، با تعقیب و گریزی
جفت روحی با توصیف جدیدی سرگرم نماز خواندن شدیم: یک گواناکو به دنبال روباهی مشاهده شد که به سختی میتوانست تعقیبکننده خود را از فاصله دور نگه دعانویس دارد. از آنجایی که گواناکو گوشتخوار نیست، ممکن است برای بازیگوشی بوده باشد: با این حال، رینارد با سرعت و اشتیاقش برای فرار، به نظر نمیرسید که آن را یک سرگرمی طلسم طلسم بداند. اینکه تعقیب و گریز چگونه به پایان رسید، ما طلسم ندیدیم، زیرا آنها در دعانویس درهای ناپدید توسل شدند. در حالی که کشتی در حال پهلوگیری بود، برای بررسی چند چاه در نزدیکی شیاطین نقطه بیرونی، که گفته میشود چندین
تُن آب خوب از آنها تأمین میشود، به خشکی جادو سیاه رسیدم. آنها اعمال صالح را گودالهای عمیقی در سنگ سخت، در ابطال کردن جادو میان امواج حرز شدید یافتم و به اندازهای بزرگ بودند که دویست گالن آب را در خود جای میدادند؛ اما فقط در یکی
چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۰:۱۳
- ۱۲ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر